حرص
حالا تو كافه نشستيمو تو داري از ساندويچت كه با اشتياق ميخوري زوركي به منم ميدي منم دارم ميخورمشو غرق نگاه به توام كه داري از غذاي من ميخوري دوست دارم همه غذاتو بخورم .... تند تند گازاي بزرگ بزرگ ميزنم و تو هر لحظه پشيمون تري ازتعارفي كه بهم كردي اول تو نگاهتو بعدشم روو زبونت ميان ولي قبل هر دوتا شون اين دستاتن كه اخرين بازمونده اين غارت رو از من ميربايند ...دوست دارم اينجوري حالتو بگيرم ...كيف ميكنم كلافه بشي و حرص بخوري ... ف
Comments
sadysm dari.....!!!
Posted by: mahi | November 7, 2009 12:48 PM