ناخدا ...
ناخدا ... ، باز این چه طلاطم است در روح و جانت
به چه رووی بی قراری
دست دعا می گشایم به آرامشت ، تا آرام گیرم
فرزند دریا ...
از چه موّاجی...
موجهای بی کرانت ، ساحل ساحل می تازد و ...
من ، در این سوی اقیانوس ... ، صبر پیشه کرده ام
تا شاید عابری را از این جزیره
عبوری باشد ... ف